کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



مدح و مرثیۀ حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیه‌السلام

شاعر : غلامرضا سازگار     نوع شعر : مرثیه     وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن     قالب شعر : غزل    

ای شام، کـربـلای تو یا زین العـابدین            دل بـزم ابـتـلای تـو یا زین الـعـابدین

یک عـمر در فـراق جـوانان هـاشمی            شد خونِ‌دل غـذایِ تو یا زین العابدین


در بین خنده و کف و شادی گریـستند            زنـجـیـرها بـرای تو یا زین العـابـدین

چـشم حـسـین و چـشـم شهیدان کـربلا            گـریـند در عـزای تو یا زین العـابدین

ای کاش پُر شود عوض اشک، چشم ما            از خـون ساق پای تو یا زین العابدین

در حیرتم که از چه به زنجیر بسته شد            دست گـره‌گـشـای تو یا زین العـابدین

ای کـنز مخـفی ازلی! یک نفر نگـفت            ویرانه نیست جای تو یا زین العابدین

آرد صدای گـریۀ ما سـر بر آسـمـان،            از اشک بی‌صدای تو یا زین العابدین

تا حشر، انقـلاب حـسین است سربلند            در پای خـطبه‌های تو یا زین العابدین

خاشاک و سنگ و خنده و دشنام و هلهله            گـردیـد رونـمـای تو یا زین العـابـدین

"میثم" سلام می‌دهد از دور، صبح و شام            بر صحن باصفای تو یا زین العابدین

: امتیاز
نقد و بررسی

در منابع معتبر سنگ و چوب و ... پرتاب کردند در شهر شام نیامده است بلکه در کتب أمالی صدوق ج۳۱ ص ۱۶۶؛ الـفتـوح ج۵ ص۱۳۰؛ الاحتجـاج ج ۲ ص ۱۱۴؛ مناقب الطاهرین ج۲ ص ۶۰۱؛ اللهوف ص ۱۵۳؛ مقتل خوارزمی ج ۲ ص ۶۸؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ ج۲ ص ۳۷۹؛ بحارالأنوار ج۴۵ ص ۱۲۷؛ جلاءالعیون ص۶۰۶؛ مقتل امام حسین ص ۲۳۹؛ نفس المهموم ص ۳۹۳؛ منتهي الآمال ص ۵۰۲؛ مقتل مقرّم ص ۳۶۱؛ مقتل جامع ج۲ ص ۱۰۶ تنها نوشته شده شهر را آذین بندی کردند و با رقص و پایکوبی به استقبال سرهای شهدا و کاروان اهل بیت علیهم السلام رفتند و با این ذهنیت که اینان خارجی هستند و بر اسلام خروج کرده‌اند پیرمردی به آنان دشنام هم داد ولیکن وقتی متوجه شد که یزید به مردم دروغ گفته و اسرا همان خواندن پیامبر هستند استغفار کرده و .... لذا بیت زیر حذف شد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

در کوچه‌های شام، فقط سنگ‌های بام            بـودنـد آشـنـای تـو یـا زین الـعـابـدیـن

مدح و مرثیۀ حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیه‌السلام

شاعر : علی ذوالقدر نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن قالب شعر : غزل

بگو چرا چنین پُـر التهاب گریه می‌کنی            چه دیده‌ای؟ چقدر بی‌حساب گریه می‌کنی

شـبـیـه مـادران بـچـه‌مـرده آه می‌کـشـی            شدیـدتـر ز گـریـۀ ربـاب گـریه می‌کنی


سه شعبه شیرخواره را به خواب برد و سال‌هاست            عبا به سر همیشه قبل خواب گریه می‌کنی

از آن زمان که دست ساقی حرم بریده شد            همین‌که دست می‌زنی به آب گریه می‌کنی

به یاد پیکری که روی خاک‌ها سه روز ماند            نظر که می‌کنی به آفـتاب گریه می‌کنی

ز مجـلس یزید هر زمان سؤال می‌کـنند            چرا به جای دادن جواب گریه می‌کنی؟!

میان خلوتت به کوفیان که فکر می‌کنی            برای غـربت ابوتـراب گریه می‌کنی...

: امتیاز

زبانحال حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیه‌السلام از وقایع کربلا

شاعر : افشین علا نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعولن فعولن قالب شعر : چهارپاره

پیش چشمم تو را سر بریـدند            دست‌هـایـم ولی بـی‌رمـق بود

بر زبانم در آن لحـظه جاری            قـل اعــوذ بـرب الـفـلـق بـود


گفتی «آیا کسی یار من نیست؟»            قفل بر دست و دندان من بود

لـحـظـه‌ای تب امـانـم نـمی‌داد            بی‌تو آن خـیمه زندان من بود

کـاش می‌شد که من هم بیـایـم            در سـپـاهـت عـلـمـدار بـاشـم

کاش تقدیرم از من نمی‌خواست            تا که در خـیـمه بـیـمـار باشم

مـانـدم و تـا ابـد دادم از کـف            طاقت و تاب، بعد از اباالفضل

ماندم و ماند کابوس یک عمر            خوردن آب، بعد از اباالفضل

ماندم و بغض سنـگـین زینب            تـا ابـد حـلـقـه زد بـر گـلـویـم

مـانـدم و دیـدم افـتاد بر خاک            قــاسـم آن یــادگــار عـمــویـم

گـفـتـم ای کاش کـابـوس باشد            گفتم این صحنه شاید خیالی‌ست

یـادم از طـفـل شش‌مـاهـه آمد            یادم آمد که گهواره خالی‌ست

پیش چشمم تو را سر بـریدند            دست‌هـایـم ولی بی رمـق بود

بر زبانم در آن لحـظه جاری            قـل اعــوذ بـرب الـفـلـق بـود

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت سجاد امام زین العابدین علیه‌السلام

شاعر : محمدصادق ابراهیمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

دعا و اشک به قلبِ شکسته مرهم بود            پس از حسین، همه عمر او مُحرّم بود

برای روضه نیازی نداشت او به گریز            به پیش چشم تَرَش روضه‌ها مجسّم بود


همین که طفل در آغوش مادری می‌دید            "بـساط گـریـه برای دلـش فـراهم بود"

صحیفه واژه به واژه مرور عاشوراست            فـرازهـای صحـیـفـه مـرور مـاتـم بود

اَنَا ابنُ مکّه و زَمزَم؛ صدا صدای کسی‌ست            که در لـبـاسِ اسـارت امـیـرِ عـالم بود

به وقت خواندن خطبه میان مجلس شام            اگرچه خسته، ولی مثل کوه محکم بود

اَنَا ابنُ مَن قُتِلَ الصَّبر؛ وقت روضه رسید            فـدای شاه شـهـیدی که بی‌کـفن هـم بود

میـان این همه غـصّه، امـان ز ویـرانه            پس از خرابه دِگَر قدُّ و قامتش خم بود

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت سجاد امام زین العابدین علیه‌السلام

شاعر : رضا باقریان نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : غزل

سجـادۀ سجـاد پـر از اشک روان بود            چل سال خودش پای دلش مرثیه خوان بود

کابـوس حـرم از جگـرش زخم گرفته            چل سال به یاد عـطش غـم‌زدگان بود


بـا یـاد اسـیـران حـرم، آب و غـذایـش            چل سال شب و روز فقط آه و فغان بود

چل سال دلش تنگ صدای علی اکـبر            چل سال وضو ساخت و دلتنگ اذان بود

از خاطـر او محْـو نـشـد جـسم بـرادر            در سـیـنـۀ آزردۀ او داغ جــوان بــود

چشمان ترش زخم شد از اشک سحرها            از آن همه گل در نظرش باغ خزان بود

موی سرش از گوشۀ گودال سفید است            این روضه برای دل او بسکه گِران بود

در گوشه‌ای از حجره، به یاد تن عریان            یک عمر خودش بود و همین قَدِ کمان بود

تا آبِ گوارا به لبش خورد، دلش ریخت            لب‌های عـلی در نظرش آه، عیان بود

در کـربـبـلا قـاتـل او زخـمِ سـنان شـد            دروازۀ سـاعـات فقـط زخـم زبان بود

: امتیاز
نقد و بررسی

تذکر:  منظور از چهل سال که در روایات نیز به آن اشاره شده است مدت بسیار طولانی عزاداری است که بعد از کربلا تا آخر عمر مبارکشان ادامه داشت؛ والا امام زین العابدین بعد از عاشورا ۳۴ سال بیشتر زنده نبودند و در سال ۹۴ یا حداکثر ۹۵ هجری به شهادت رسیدندعلامه طبرسی، اعلام الوری ج۱ ص ۴۸۱، فتال نیشابوری، روضة الواعظین ج ۱ ص ۲۲۱، محدث اربلی، کشف الغمه ج۲ ص ۸۲، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب ج۴ ص ۱۷۵، شیخ مفید، مسار الشیعه ص ۴۵، شیخ طوسی، مصباح المتهجد ج ۲ ص۷۸۷، شیخ کفعمی، المصباح ص ۵۰۹، رضی الدین حلّی، العدد القویه ص ۳۱۵،

ترجمه آزاد از خطبۀ امام زین العابدین علیه‌السلام در شام

شاعر : معصومه سادات اسدیان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

صدا گرم و رسا پیچید در گوش ستمگرها            بخوان تا بشنوند این روضه‌ها را کورها، کرها

به منبر می‌روی تا واکنی بغض غریبت را            بخوانی آیـۀ والعـصر در داغ صنوبرها


به ذلت می‌کشاند خطبه‌ات نمرود شامی را            بخوان تا واشود زنجیر از تزویر منبرها

زلال زمـزم نام عـلی را در سبـو داری            که از نام علی مستی بگیرد باز ساغر‌ها

چه پیکاری‌ست اینجا، ساحت خورشید با ظلمت!            به میدان آمده تـیغ زبان با تیغ خـنجـرها

انا ابن الفاطمه بنت رسـول الله تـان هستم            بگرئید ای مسلمان زاده‌ها در مرگ باورها

طواف کعبۀ این ناکـسان بی‌حـیا تا کی؟            فقـط دور مدار عـشق می‌گـردند قـنبرها

سخن از یال خون افشان و سم اسب‌ها، آری            سخن از بوسۀ تیر است روی نبض حنجرها

میان جنگـل سرنـیـزه‌ها و تـیـغ‌هـا دیـدم            هزاران زخم کاری روی لبخند کبوترها

دلم می‌سوزد از تکرار تصویر پریشانی            دمی که شعله می‌رقصید روی حزن معجرها

صـدای لالای یک زن غـمـدیـده مـی‌آیـد            پُر است از آتش تب، گرمی آغوش مادرها

زیارت می‌کنم با اشک، این سرهای بی تن را            به یاد آیـه‌های روشن و خـونین پیکـرها

شما در خواب غفلت بوده‌اید و ماه را کشتند            بخوابید ای شقاوت پیشه‌ها در گرم بسترها

چگونه آفـتـاب نـام مولا را نمی‌بـیـنـید؟!            شما را شرم باد از غـربت رسم پیمبرها

منم فرزند مکه، من صدای مطلق وحی‌ام            پُـرَم از مـعـجـزات روشـن الله اکـبـرهـا

برایم بعد از این هر روز، روز سخت عاشوراست            انا ابن الفاطمه! میراث‌دار روضۀ سرها!

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت سجاد امام زین العابدین علیه‌السلام

شاعر : اعظم سعادتمند نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

ای شاهد خـون شهـیـدانی که می‌گویند            صاحب‌عزای عید قربانی که می‌گویند

از خیمه‌گاه عشق می‌آیی، چه می‌خواهند؟            اهل حرم با هر عمو جانی که می‌گویند


آن کـودکـان تـشـنـه آیـا آب می‌نـوشـند            از کاسۀ لبـریـز دستانی که می‌گـویند؟

بر ما تـلاوت می‌کـنـی آیات بـاران را            ای وارث لب‌های عطشانی که می‌گویند

بر ما تلاوت می‌کنی از لحظه‌هایی که            بر نیزه قرآن خوانده قرآنی که می‌گویند

ای یادگار عصر عاشورای شصت و یک            ای زخـمی خار مغـیـلانی که می‌گویند

همچون پدر بالای منبر خطبه می‌خوانی            با شور مردان رجزخوانی که می‌گویند

حالا بـقـیع است و مـزار بی‌چـراغ تـو            دنبـالـۀ شـام غـریـبـانـی که می‌گـویـنـد

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت سجاد امام زین العابدین علیه‌السلام

شاعر : جودی خراسانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

هر زمان سیّد سجّاد فغـان سر می‌کرد            رخـنه در عـالـم ایجاد سراسر می‌کرد

یاد می‌کرد چو از لعلِ لبِ خشک حسین            مُژه می‌زد به هم و روی زمین تَر می‌کرد


دست می‌زد به سر و ناله زِ دل هرگه او            یـاد از بـازوی عـبـّاس دلاور می‌کـرد

سینه از پنجهٔ غم چاک همی زد چون صبح            یاد چون از لگد شمر ستـمگـر می‌کرد

از تنور دلش آتش به فـلک می‌افـشـاند            یاد چون از ستـم خـولی کـافَر می‌کرد

ناله از قاتلِ یکْ یکْ شهدا داشت ولی            شِکوه بیش از همه از قاتلِ اصغر می‌کرد

اشکِ جودی بگرفت از همهٔ روی زمین            آنچه خاکی که به عالم همه بر سر می‌کرد

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت سجاد امام زین العابدین علیه‌السلام

شاعر : سیدرضا مؤید نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

این کیست؟ اینکه شام و سحر گریه می‌کند            می‌سوزد و ز سوز جگر گریه می‌کند

برگشته است از سفر شام و سال‌هاست            کز خـاطـرات تلـخ سفـر گریه می‌کند


گـِریَـد مـدیـنـه از اثــر اشـک و آهِ او            زیرا به هر گـذار و گذر گریه می‌کند

یعقوب اگر ز هجر پسر سال‌ها گریست            این یـوسف از فراق پدر گریه می‌کند

هرشمع گریه می‌کند اما ز یک شرار            او در دلِ هـزار شـرر گـریـه می‌کـند

بـا یـاد کـام خـشـک شـهـیـدان کـربـلا            بیـند چو آب، خونِ جگر گریه می‌کند

هر جـا مـیـان کـوچـه و بـازار اوفـتـد            او را به شیرخواره نظر، گریه می‌کند

ساکت نگشته است ز داغ یکی شهـیـد            از داغ یک شهـیدِ دگر گـریـه می‌کـند

سرهای رفته بر سر نی بُرده صبر او            داغش به جان، نشسته اگر گریه می‌کند

این است یادگـار شهـیدانِ دشت خـون            کز داغشان به شام و سحر گریه می‌کند

: امتیاز

زبانحال حضرت زین العابدین علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : محمدعلی بقایی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل قالب شعر : چهارپاره

چهـل سال است مأنـوسم به گریه            طـبـیـب درد افـسـوسـم بـه گـریـه

هـمـان پـیـراهـنی را که ربـودنـد            چهل سال است می‌بوسم به گریه


 

چـهـل سـال از جـگـر آهـم درآمد            که جـوشـن از تـن شـاهـم درآمـد

فـرامـوشم نخـواهد شد همان شب            کـه روی نـیـزه‌هـا مـاهــم درآمـد

 

قــرار قــلـب زارم گــریــه بــوده            هـمـه دار و نــدارم گــریـه بــوده

نپرسید از چه پلکم زخم برداشت            چهـل سال است کـارم گریه بوده

 

هـمـیـن کـه در دلـم آشـوب افـتـاد            بـه پـای گـریـه‌ام یـعـقــوب افـتـاد

چنان ضربه به لب‌های پدر خورد            که رنگِ خونِ لب، بر چوب افتاد

*

گـلـوی دلبـر دلـخـواه، زخم است            مـیـان سـیـنـه حتی آه، زخـم است

دلــیــل گــریــۀ چـل ســالــۀ مــن            هزارو نهصد و پنجـاه زخم است

: امتیاز
نقد و بررسی

اینکه در روایات گفته شده است امام سجاد علیه السلام چهل سال عزاداری کردند عدد چهل در اینجا به معنای کثرت آمده است والا طبق مقاتل و روایات معتبر سال شهادت ایشان ۹۶ هجری ذکر شده است که ۳۵ یا ۳۶ سال می شود

چهـل سال است مأنـوسم به گریه            طـبـیـب درد افـسـوسـم بـه گـریـه

مدح و مرثیۀ حضرت سجاد امام زین العابدین علیه‌السلام

شاعر : مسعود یوسف پور نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

صدای گریۀ بی انتها خودش روضه‌ست           لباس مشکی صاحب عزا خودش روضه‌ست

امـان ز درد، بـه گــودالِ قـتـلـگـاه قـســم           که گودِ زیر دو چشم شما خودش روضه‌ست


دوباره گریه و یک جرعه آب و ذکر حسین           حسین گفتنت این روزها خودش روضه‌ست

حکـایـتی‌ست که قصابِ کوچه می‌فـهـمد           بریدن سر ذبح از قفا خودش روضه‌ست

بگو به گریه که هل من معین...ادامه نده           غریب ماندن خون خدا خودش روضه‌ست

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت سجاد امام زین العابدین علیه‌السلام

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

ز بعد کـرب‌وبلا کارِ تو اگر زاری‌ست            قـیـام گـریـۀ تو خود حـدیث بیداری‌ست

خدا نخواست که خالی شود زمین از تو            اگرکه مصلحت تو تب است و بیماری‌ست


که گفته اشک ندارد صدا؟! که تا محشر            صدای اشک تو در غربت زمان جاری‌ست

بهشتِ سرخِ ولایت هنوز هم سبز است            که باغـبـانیِ این بـاغ با گـهـربـاری‌ست

اگـر که پـایـۀ ظـلـم از کـلام تو لـرزیـد            پیام خـطـبۀ روشنـگـر تو هـشـیاری‌ست

تو را به زهر چه حاجت که روی سینۀ تو            زدشت کرب‌وبلا زخم غربتی کاری‌ست

به عزّت و به مقام و وجـاهـتت سوگـند            نصیب دشمن ظالم هنوز هم خواری‌ست

بـه نــالـه‌هـای دل زائــر شـمــا مـهــدی            بقیع، شب همه شب شاهدِ عزاداری‌ست

ز هجر کوی تو دلتنگ شد «وفایی» و گفت            زشوق جان من آگاه حضرت باری‌ست

: امتیاز

ربانحال امام زین العابدین علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

در تـمـام عـمـر، از نـالـه نـوایی داشتم            در دل غـرق نـوايـم، نـيـنـوایی داشـتم

سينه‌ام از داغ گل‌ها، پاره‌پاره بود و باز            در مـيان سـيـنۀ خـود كـربـلایی داشتم


بار سنگين غمت، كرده كمانم ای پـدر            بعد تو، هردم به جان تير بلایی داشتم

روزهایی كه سرت، ای كعبه‌ام بر نيزه بود            بر نـمـاز عـشـق خود قـبله‌نمایی داشتم

زير زنجـيرگران، با ياد زخـم پيكـرت            روی ناقه، گـريه‌های بی‌صدایی داشتم

در ميان سـنگ‌های شـامـيان از بـام‌ها            بهر حال عـمه‌ام، بر لب دعـایی داشتم

برتن صدچاك وعريان تو ناله می‌زدم            هرزمان در پيش چشمم بوريایی داشتم

من به ياد كام عطشان تو ای روح حيات            در كـنـار آب‌هـا، بـزم عـزایـی داشـتـم

پـاسدار نهـضت تو بـوده‌ام، با گـریه‌ام            در هـمه‌جـا نـالـۀ عـقـده‌گـشـایی داشـتم

سال‌ها بيـمـار تو بـودم وليكـن عاقـبت            در دل از زهر ستم، گرد شفایی داشتم

صد هزاران چون«وفایی» در عزايم سوختند            در دل هرعاشقی، محنت‌سرایی داشتم

: امتیاز

زبانحال حضرت زین العابدین علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : محمدجواد شیرازی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

هـربـار آب دیـدم و هـربـار سوخـتم            بـسـیار گـریه کردم و بسیار سوخـتم

ای زهر، داغ سینۀ من حاصل تو نیست            من سال‌ها به دیـدۀ خـون‌بـار سوختم


از سال شصت و یک که چهل سال طی شده            هر لحـظـه یـاد قـتـلگـه یـار سوخـتم

دادم به گـریه حـکـم عَـلیکُنَّ بِالفرار            در بین خـیمه، تـشنه و تبدار سوختم

یـادم نـرفـتـه در وسـط نـیــزه‌دارهـا            دیدم نـشـسـته عـمه گـرفتار، سوختم

وقتی به نیـزه شد سر بابـای بی‌کـسم            شد کـل دهـر بر سـرم آوار، سوختم

یادم نرفته بوسه به رگ‌های حنجرش            هر روز یاد آن غـم دشـوار سوخـتم

دیدم رقیه خورده زمین روی بوته‌ای            بیرون کشیدم از بدنش خار، سوختم

در بند مست‌ها چقدر حرمتم شکست            با نـاسـزای دسـتـۀ اشـرار، سـوخـتم

تا ازدحـام می‌شـود از حـال می‌روم            خـیـلی به یـاد روضـۀ بـازار سوختم

گـهـوارۀ رضـیـع حـرم را میان شام            دیـدم مـیـان دکـۀ تـجــار، ســوخـتــم

زخم عمیق سلسله هم آن قَدَر نسوخت            طوری که از تهاجـم انـظار، سوختم

با دیدن سکـیـنۀ مـظـلـومه خـواهـرم            یک عـمر یـاد شرم عـلـمدار سوختم

دیدم کـفن به پیکـر هر مرده می‌کنند            سر را گـذاشتم روی دیوار، سوخـتم

: امتیاز
نقد و بررسی

اینکه در روایات گفته شده است امام سجاد علیه السلام چهل سال عزاداری کردند عدد چهل در اینجا به معنای کثرت آمده است والا طبق مقاتل و روایات معتبر سال شهادت ایشان ۹۶ هجری ذکر شده است که ۳۵ یا ۳۶ سال می شود

از سال شصت و یک که چهل سال طی شده            هر لحـظـه یـاد قـتـلگـه یـار سوخـتم

مدح و شهادت امام زین العابدین حضرت سجاد علیه‌السلام

شاعر : حسن کردی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل قالب شعر : چهارپاره

چهـل سال است دارد اشک ممـتد            غمی که از نگـاهش شعـله می‌زد
شروع گـریه‌اش
حـتمی‌ست وقتی            که چشمش بر حصیری کهنه افتد


الـهـی خـســتـۀ غــربـت نـبــاشـد            بـزرگ دهــر بـی‌عــزّت نـبــاشـد
الـهـی لحـظـه‌ای اهـل و عـیـالـت            اسـیـر دسـت بـی‌ غـیـرت نـبـاشـد

به شهر شام بغضش در گلو ریخت            چه سنگی بر سر آنها فرو ریخت
دو دسـتـش بـسـته بود و دید آتش            به روی چـادر نامـوس او
ریخت

: امتیاز
نقد و بررسی

تذکر:  منظور از چهل سال که در روایات نیز به آن اشاره شده است مدت بسیار طولانی عزاداری است که بعد از کربلا تا آخر عمر مبارکشان ادامه داشت؛ والا امام زین العابدین بعد از عاشورا ۳۴ سال بیشتر زنده نبودند و در سال ۹۴ یا حداکثر ۹۵ هجری به شهادت رسیدندعلامه طبرسی، اعلام الوری ج۱ ص ۴۸۱، فتال نیشابوری، روضة الواعظین ج ۱ ص ۲۲۱، محدث اربلی، کشف الغمه ج۲ ص ۸۲، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب ج۴ ص ۱۷۵، شیخ مفید، مسار الشیعه ص ۴۵، شیخ طوسی، مصباح المتهجد ج ۲ ص۷۸۷، شیخ کفعمی، المصباح ص ۵۰۹، رضی الدین حلّی، العدد القویه ص ۳۱۵،

زبانحال امام زین العابدین حضرت سجاد علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : وحید محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

ای شیـعـیان مـائـیم انـوار هـدایت            مائـیم خـورشـید سـمـاوات ولایت

ما نور چشم کائنات و مـمکـناتـیم            مـائـیم اعـلی عـلت ایجـاد خـلـقـت


ما خاندان عـصمت و آل رسـولیم            جمع است در ما علم و ایمان و سیادت

مائیم معـنا و مـراد صبر و ایـثار            مـائـیـم شـأن آیـه‌هـای اسـتـقـامـت

ننگ است ما را زندگی در سایه ظلم            هیهات منا الذله یعـنی شور عزّت

گریه‌کنان را صبح محشر یادمان هست            ما دستمان باز است فردای قیامت

ما در مصائب خم به ابرومان نیامد            طی کرده ایم این راه را ما با صلابت

من زاده مـقـتـول صبـر کـربـلایم            بابای من جان داد لب تشنه لب شط

اصلا شهادت ارث ما آل رسول است            اما امـان از شـام و از بند اسارت

وقتی که می‌بـیـنم زنان فاطمی را            یادم می‌آید صحنه‌های عصر غارت

نعش مسلمان بر زمین هیهات، هیهات            اما تن بابای من بر خاک غـربت

: امتیاز

مدح و مرثیۀ امام زین العابدین حضرت سجاد علیه‌السلام

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

سجـاده را پُر از غـزلِ سجـده‌دار کرد            محراب را به شعرِ رکوعش دچار کرد

از آسمان به ذکرِ لـبش خـیره می‌شدند            تـسـبـیـح را سـتــارۀ دنــبـالـه‌دار کـرد


با اشک، در بـهـشتِ منـاجاتِ تـائـبـین            در هر قـنوت، شیرِ اجابت شکار کرد

بر شـانه‌های غـرقِ گِـلِ تـربتِ حـسین            تا سـر گـذاشت، گـریۀ بی‌اخـتـیار کرد

با لـرزه‌های شـانۀ زخـمش؛ مـدیـنه را            بـا کـربـلای روزِ دهـم هـم‌جـوار کـرد

آنقدر روضۀ عطش از چشمِ تشنه ریخت            تـا ابـرِ دیــر آمـده را ســوگــوار کـرد

کـشتی شکـست‌خـوردۀ طـوفان کـربلا            هر روضه‌ای که دید، به دوشش سوار کرد

یعقوبِ کربلاست، ولی نامِ او علی‌ست            ابـری که کـارِ صاعـقـۀ ذوالـفقار کرد

این مردِ غـرقِ درد، زمـانی شراب را            با خطبه‌اش به مِی‌زده‌ها زهرمار کرد

در شام، باز هم درِ خـیـبر شکـسته شد            حـیدر به حیدر بن‌ِ حسین افـتخـار کرد

: امتیاز

مدح و شهادت امام زین العابدین حضرت سجاد علیه‌السلام

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

وقـتـی شـهـیـد زنـدۀ دشـت بــلا شـدی            تصویری از حـماسۀ کـرب وبلا شدی

چـشمت فـرات بـود و لبت زمزم دعـا            با جوشـشی ز زمزمه غرق خدا شدی


بـعـد از نـهــادن تـن بـابـا بـه بــوریــا            خـلـوت‌نـشـین آن تن در بـوریـا شـدی

خواندی تو روضه بهر همه قتل صبر را            خـرج مـصـیبت سـر از تن جـدا شدی

»از آب هـم مضـایـقه کردند کوفـیان«            با این نـوا تو غـرق عـزا و نـوا شـدی

یعقوب چشم‌های تو خون می‌گـریستـند            تـو داغــدار یــوسـف آل عــبــا شــدی

گفتی امان ز شام و دلت شعله می‌کشید            یــاد آور مـصـیـبـت شـــام بــلا شــدی

گفتی که حرمله به مکافات خود رسید؟            دلخون داغ اصغر در خـون شنا شدی

سی سال گریه کردی و زهر ستم رسید            آتـش گـرفت جـان تو و بی‌صـدا شدی

چون اسـتـخـوان سـیـنۀ بابا زسّم اسب            وقت نفـس کـشیدن خود جابه جا شدی

خون گریه کن «وفایی» ازاین ماتم بزرگ            بــا غــربـت بـقــیـع اگـر آشــنـا شـدی

: امتیاز

زبانحال امام زین العابدین حضرت سجاد علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : سید پوریا هاشمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : مربع ترکیب

بعد چهـل سال گـریه و آشوب           کور شد یوسف از غم یعقوب
پلک‌ها زخـم‌ چشم‌ها مرطوب           سیـنه زد پای‌ صبـر من ایوب


ابر از‌ چشم من خـجـل می‌شد
خـاک‌ از
گـریـه‌هام گل می‌شد

هــمــه جـا دیـــدۀ تـــر آوردم           بین هـر کـوچـه مـنـبـر آوردم
آنـقـدر
حـرف خـنـجــر آوردم           اشـک قــصـــاب را درآوردم

ذبـح یـک‌ گـوسـفـنـد را دیــدم
به لب خـویش مشت کـوبـیـدم

بی‌تو خـورشید از آسمان افتاد           آب دیـگـر ز چـشـم‌مـان افـتاد
به حـرم چـکـمـه سـنـان افـتاد           زجـر دنـبـال کـودکــان افـتـاد

بین عباس و خیمه فاصله بود
پـاسـبـان خـیـام حـرمـلـه
بــود

بـه سـکـیـنـه نـگـاه تـا کـردیـم           یــاد بــازار شــام را کــردیــم
با کـنـیران‌ چه گـریه‌ها کردیم           چـادری را به گـریه تا کردیم

چـادری که‌رقیه بر سر داشت
عمه بعد از عروج او برداشت

زخـم قـلـبم بدون تـسکـین بود           کــاخ شــوم یـزیـد آزیـن بــود
جـای ما بـین کـاخ پـائـین بود           خیزرانش عجیب سنگـین بود

به لـبی که پیـمـبـرش بـوسـیـد
مست می‌کرد و چوب می‌کوبید

: امتیاز
نقد و بررسی

تذکر:  منظور از چهل سال که در روایات نیز به آن اشاره شده است مدت بسیار طولانی عزاداری است که بعد از کربلا تا آخر عمر مبارکشان ادامه داشت؛ والا امام زین العابدین بعد از عاشورا ۳۴ سال بیشتر زنده نبودند و در سال ۹۴ یا حداکثر ۹۵ هجری به شهادت رسیدندعلامه طبرسی، اعلام الوری ج۱ ص ۴۸۱، فتال نیشابوری، روضة الواعظین ج ۱ ص ۲۲۱، محدث اربلی، کشف الغمه ج۲ ص ۸۲، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب ج۴ ص ۱۷۵، شیخ مفید، مسار الشیعه ص ۴۵، شیخ طوسی، مصباح المتهجد ج ۲ ص۷۸۷، شیخ کفعمی، المصباح ص ۵۰۹، رضی الدین حلّی، العدد القویه ص ۳۱۵،

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و تحریفی بودن داستان افتادن حضرت رقیه از ناقه و فرستادن زجر به دنبال ایشان و ... و همچنین به دلیل عدم رعایت شأن اهل بیت علیهم السلام تغییر داده شد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

چـادری که‌رقیه بر سر داشت           زجر با زور از سرش برداشت

رباعی های مدح و مرثیۀ امام زین العابدین حضرت سجاد علیه‌السلام

شاعر : شعرای آئینی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعلن مفاعیلن فع قالب شعر : رباعی

آنجا که سکوت مرگ و استبداد است            خـون شـهـدا، رسـاتـرین فـریاد است
بـا ایـن هـمـه، در قـیــام ثــارالـلـهـی            فـریـاد حـسـین، خـطـبـۀ سـجـاد است


******** محمد جواد غفور زاده ********

عـرفان به کـلام آمـده و بـنـدهٔ توست            قرآن و قـنوت و قـبله شرمندهٔ توست

از خط به خطِ صحـیـفه‌ات فـهـمـیدم؛            سـجّـاد شـدن فـقـط بـرازنـدهٔ تـوست!

******** مرضیه عاطفی ********

ای آیــنــۀ خــدا نـمــا وقـت ســجــود            عـالـم همگـی مـحـو عـبـادات تو بود

بر تـربت بی‌شمع و چراغت به بقـیع            هر دم صلـوات می‌فـرسـتـیم و درود

******** سیدمهدی حجازی ********

یک لحـظه شدیم خـیره تا در چشمت            دیــدیــم تــمــام درد را در چــشـمـت
چشمان تو از روضۀ مکشوف پر است            پـیـداسـت تـمـام کـربـلا در چـشـمـت

******** سید علی نقیب ********

سجـادهٔ اشـک تو به هر جا باز است            صد جاده به سمت آسمان‌ها باز است
چشمان تو هر روز، پر از عاشوراست            چون پنجره‌ای که رو به دریا باز است

******** میثم مومنی نژاد ********

هـرگـز نـگـذاشت تـا ابـد شـب بـاشـد            او مـانـد کـه در کـنـار زیـنـب بـاشـد
سجـاد که سـجـاده به او دل می‌بـست            تـدبـیـر خــدا بـود کـه در تـب بـاشـد

******** منیره هاشمی ********

بیزارم از آن حنجره کو زارت خواند            چون لاله عزیز بودی و خوارت خواند
پـیـغـام تو ورد سـبـز بـیـداران اسـت            بـیـدار نـبـود آن‌که بـیـمـارت خـوانـد

******** سلمان هراتی ********

آگـه چـو شـد از حـالـت بـیـمـاری او            دامـن بـه کــمـر بـسـت پـیِ یـاری او
چون دید کـسی بر
سر بالیـنش نیست            سـرگـرم شـد آتـش به پـرسـتـاری او

******** محمد علی مجاهدی ********

: امتیاز

مدح و شهادت امام زین العابدین حضرت سجاد علیه‌السلام

شاعر : فاطمه سالاروند نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

آقـا سـلام بـر تـو و شـام غـریـب تو            آقا سـلام بـر دل غـربـت نـصیب تو

از راه دور بـا دل رنــجــور آمــدی            مرهم به غـیر صبر ندارد طبیب تو


باغ از صدای زمزمه، از عطر گل تهی‌ست            جا مانده در خرابه مگر عندلیب تو؟

تصویر کربلاست که همواره روشن است            در چـشـمـۀ زلال نـگـاه نـجـیـب تـو

رفتی و قرن‌هاست که تکرار می‌شود            نـجـوای عـاشـقـانـۀ امنّ یـجـیـب تـو

: امتیاز